الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
404
شرح كفاية الأصول
مقتضى واقع نشود ، كذب لازم مىآيد . امّا همان گونه كه بيان شد اين جملههاى خبريّه به داعى بعث و طلب ذكر مىشوند ، يعنى امام عليه السّلام قصد دارد با « يغتسل » ، مكلّف را براى انجام تكليف ، تحريك كند . بنابراين هيچگونه كذبى لازم نمىآيد . كيف ؟ و إلّا يلزم . . . سپس مصنّف با تعجّب مىگويد : اگر در اين موارد ( جملههاى خبريّه ) كذب لازم بيايد ، بسيارى از كنايات نيز كاذب مىشوند ، درحالىكه كسى چنين ادّعايى نكرده است . از باب نمونه به دو مثال اشاره مىشود : 1 . « زيد كثير الرماد » « 1 » . اگر اين جمله ، إخبار از كثرت رماد ( خاكسترى ) باشد ، چنانچه اصلا خاكسترى در خانهء زيد نباشد ، كذب لازم مىآيد . ولى اگر إخبار ، كنائى باشد ( يعنى إخبار از « جود » باشد ) كذب نيست ، هرچند در خانهء زيد خاكسترى هم نباشد . فقط در يك صورت ، با وجود كنايه ، كذب خواهد شد و آن اينكه اصلا زيد ، بخشنده نباشد . 2 . زيد مهزول الفصيل ( بچّه شتر زيد ، لاغر است ) « 2 » . در اينجا نيز اگر مقصود ، إخبار و اعلام باشد ، چنانچه زيد ، شتر و بچّه شترى نداشته باشد ، كذب لازم مىآيد . ولى اگر همين جمله كنايه از « جود » باشد ، ديگر كذب نيست ، هرچند شترى وجود نداشته باشد ، و فقط در صورتى با وجود كنايه ، كذب است كه زيد اصلا جواد و بخشنده نباشد . فيكون الطلب بالخبر . . . مصنّف با اين بيان نتيجه مىگيرد كه اگر متكلّم در مقام تأكيد بر تحقّق چيزى باشد و بخواهد آن را با جملهء خبريّه طلب كند ، بلاغتش بيشتر است از اينكه بخواهد آن را با جملهء
--> ( 1 ) . از اين عبارت معناى كنائى ، يعنى ذكر ملزوم ( كثرت خاكستر ) و ارادهء لازم ( جود و سخا ) قصد شده است . ( 2 ) . در اينجا نيز ملزوم ( مهزول الفصيل ) ذكر شده و لازم ( جود ) اراده شده است . به اين بيان كه بچّه شتر زيد به خاطر كثرت ميهمان و دادن شير شتر به آنها ، لاغر است چون براى او شيرى نمانده تا تغذيه كند .